امام خوبان

جهت تعجیل در ظهور امام مهدی(عج) صلوات

قیام و انقلاب مهدی ( ع ) از دیدگاه فلسفه تاریخ(1)
ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۸ 

توجیه و تفسیر تکامل تاریخ 

اندیشه پیروزی نهائی نیروی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ستیز و 
ظلم ، گسترش جهانی ایمان اسلامی ، استقرار کامل و همه جانبه ارزشهای‏ 
انسانی ، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایده‏آل ، و بالاخره اجراء این ایده‏ 
عمومی و انسانی به وسیله شخصیتی مقدس و عالیقدر که در روایات متواتر 
اسلامی ، از او به " مهدی " تعبیر شده است ، اندیشه‏ای است که کم و 
بیش همه فرق ومذاهب اسلامی - با تفاوتها و اختلافهائی - بدان مؤمن و 
معتقدند . 
زیرا این اندیشه ، به حسب اصل و ریشه ، قرآنی است . این قرآن مجید 
است که با قاطعیت تمام ، پیروزی نهائی 
ایمان اسلامی ( 1 ) ، غلبه قطعی صالحان و متقیان ( 2 ) ، کوتاه شدن دست‏ ستمکاران و جباران برای همیشه ( 3 ) و آینده درخشان و سعادتمندانه بشریت‏ ( 4 ) را نوید داده است . 
این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل بر عنصر خوشبینی نسبت به جریان کلی‏ 
نظام طبیعت و سیر تکاملی تاریخ و اطمینان به آینده ، و طرد عنصر بدبینی‏ 
نسبت به پایان کار بشر است ، که طبق بسیاری از نظریه‏ها و فرضیه‏ها 
فوق‏العاده تاریک و ابتر است . 

امید و آرزوی تحقیق این نوید کلی جهانی انسانی ، در زبان روایات اسلامی‏ 
، " انتظار فرج " خوانده شده است و عبادت - بلکه افضل عبادات - شمرده شده است . اصل انتظار فرج از یک‏ 
اصل کلی اسلامی و قرآنی دیگر استنتاج می‏شود و آن اصل " حرمت یأس از روح‏ 
الله " است . 
مردم مؤمن به عنایات الهی ، هرگز و در هیچ شرائطی امید خویش را از 
دست نمی‏دهند و تسلیم یأس و ناامیدی و بیهوده گرائی نمی‏گردند . چیزی که‏ 
هست این انتظار فرج و این عدم یأس از روح الله در مورد یک عنایت‏ 
عمومی و بشری است ، نه شخصی یا گروهی ، و به علاوه ، توأم است بانویدهای‏ 
خاص و مشخص که به آن قطعیت داده است . 


 

انتظار فرج 


دو گونه انتظار 

انتظار فرج و آرزو و امید و دلبستن و به آینده دو گونه است : انتظاری‏ 
که سازنده و نگهدارنده است ، تعهد آور است ، نیرو آفرین و تحرک بخش‏ 
است ، به گونه‏ای است که می‏تواند نوعی عبادت و حق پرستی شمرده شود ، و 
انتظاری که گناه است ، ویرانگر است اسارت بخش است ، فلج کننده است‏ 
و نوعی " ابا حیگری " باید محسوب گردد . 
این دو نوع انتظار فرج ، معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم مهدی موعود 
است . و این دو نوع برداشت به نوبه خود ، از دو نوع بینش درباره تحولات و انقلابات تاریخی ناشی می‏شود 
. از این رو لازم است اندکی درباره دگرگونیها و تحولات تاریخی به بررسی‏ 
بپردازیم . 



شخصیت و طبیعت جامعه 

آیا تحولات تاریخی یک سلسله امور تصادفی و اتفاقی است یا یک سلسله‏ 
امور طبیعی ؟ اگر چه درطبیعت تصادف واقعی ، یعنی بروز و حدوث پدیده‏ای‏ 
بدون علت و خالی از ضرورت وجود ندارد ، ولی به صورت نسبی قطعا وجود 
دارد . 
ما اگر یک روز صبح از خانه بیرون بیاییم و دوستی را که سالها است او 
را ندیده‏ایم در همان لحظه در حال عبور از مقابل خانه ملاقات نمائیم ، این‏ 
ملاقات را امری " تصادفی " تلقی می‏کنیم ، چرا ؟ برای اینکه لازمه طبیعت‏ 
کلی بیرون رفتن از خانه چنین ملاقاتی نیست ، والا باید همه روزه چنین‏ 
ملاقاتی دست میداد ، ولی لازمه این فرد خاص از بیرون رفتن ، یعنی بیرون‏ 
رفتن در این زمان معین و با این مشخصات معین ، چنین ملاقاتی هست و لزوما 
بر آن مترتب میگردد . 
ما هنگامی که معلولی را با طبیعت کلی یک علت بسنجیم و آن را لازمه آن‏ 
طبیعت به طور کلی و عام و شاملنیابیم ، نام تصادف روی آن می‏گذاریم . 
امور تصادفی تحت ضابطه کلی در نمی‏آید و قانونی علمی نمی‏تواند داشته‏ 
باشد ، زیرا قوانین علمی عبارت است از جریانات کلی و عمومی طبیعت . 
ممکن است کسی تحولات تاریخی را یک سلسله امور تصادفی و اتفاقی یعنی‏ 
اموری که تحت قاعده و ضابطه‏ای کلی در نمی‏آید بداند ، از آن جهت که مدعی‏ 
شود جامعه چیزی جز مجموعه‏ای از افراد با طبایع فردی و شخصی نیست ، مجموع‏ 
حوادثی که به وسیله افراد به موجب انگیزه‏های فردی و شخصی به وجود می‏آید 
منجر به یک سلسله حوادث تصادفی می‏شود و آن حوادث تصادفی منشأ تحولات‏ 
تاریخی می‏گردد . 
نظریه دیگری این است که جامعه به نوبه خود ، مستقل از افراد ، طبیعت‏ 
و شخصیت دارد و به اقتضای طبیعت و شخصیت خود عمل می‏کند ، شخصیت جامعه‏ 
عین شخصیت افراد نیست ، بلکه از ترکیب و فعل و انفعال فرهنگی افراد ، 
شخصیتی واقعی و حقیقی به وجود می‏آید ، آن چنانکه در هر مرکب از مرکبات‏ 
بی جان یا جاندار چنین است . علیهذا جامعه ، طبیعت و خصلت و سنت و 
قاعده و ضابطه دارد ، یعنی طبق طبیعت خود عمل می‏کند و عملها و عکس العملهایش طبق یک سلسله‏ 
قوانین کلی و عمومی قابل توضیح است . 
پس تاریخ آن گاه فلسفه دارد و آن گاه تحت ضابطه و قاعده کلی در می‏آید 
و آن گاه موضوع و تفکر و مایه تذکر و آیینه عبرت و قابل درس آموزی است‏ 
که جامعه از خود طبیعت و شخصیت داشته باشد . و اگر نه جز زندگی افراد 
چیزی وجود ندارد و اگر درس و عبرتی باشد درسهای فردی از زندگی افراد 
است . نه درسهای جمعی از زندگی اقوام و ملل ، علیهذا برداشت داشتن از 
تاریخ و تحولات آن که بدان اشاره شد ، فرع بر مسأله طبیعت و شخصیت‏ 
داشتن جامعه است . 

منبع:کتاب قیام و انقلاب مهدی اثر استاد شهید مرتضی مطهری


کلمات کلیدی: امام مهدی ، انتظار